خرید بک لینک
جنگ قفقاز یک روز صبح شروع شد. این نبود که دو طرف هی برای هم رجز بخوانند و هی سفیر کبیر و وزیر و امیر تومانشان برای هم پیغام و پسغام بفرستد و سر آخر بعد از اینهمه حرف شمشیر را از رو ببندند و اسلحه های

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

اگر نظر مرا بخواهید که اگر هم نخواهید خیلی مهم نیست چون من اول و آخر حرفهایم را خواهم زد، باید بگویم که من فکر میکنم تمام فیلسوف ها اول دلشان میخواسته شاعر بشوند منتهی چون معشوقه هاشان چشمان قشنگی نداشته اند نتوانسته اند حرفهایشان را عاشقانه بزنند برای همین رفته اند پی خزعبل بافتن و چرند گفتن.

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

همه شاعر ها یک معشوقه پنهان دارند، یکنفر که نیست اما همیشه هست، در جان شاعر رخنه کرده و در دلش خانه. هر چیز که از زبان شاعر بیرون می آید برای همان معشوقه پنهان است اگر چه ظاهرا برای تو باشد یا او یا هر کس دیگری.

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

ارغوان یک چمدان کهنه داشت از همان ها که آبیِ رنگ و رو رفته ای دارند و زهوارشان در رفته از همانها که از مادرش به ارث رسیده بود و او هم از مادرش و مادر مادرش هم از مادرش و همینطور که سر قضیه را میگرفتی

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

دلم میخواهد اینجا بنویسم که خانم ت چقدر خوب می نویسید و من چقدر بعضی لحظات دلم میخواهد بگویم با تمام علاقه ای که به شما دارم با نظر شما مخالفم یا اشاره به چشمان زیبای خانم ر داشته باشم و بگویم که میشو

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

ارغوان دیگر نای هیچ چیز را نداشت حتی نای نفس کشیدن حتی نای نوا داشتن را، ولی هنوز سرخاب سفیداب میکرد جلوی آینه و سرمه کشان راه می انداخت و بعد زل میزد بِر و بِر به چشمان خودش و خاطره ها از چشمانش بیرون میزدند و کنارش روی هوا می رقصیدند و می رقصیدند و می رقصیدند و بعد شب میشد و ارغوان که دیگر حتی نای زل زدن هم نداشت خاطراتش را هِی میکرد داخل چشمانش و دریچه نگاهش را می بست.

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

ما ایرانی هستیم. زنان و مردان روزهای سخت، روزهای نفسگیر، زنان و مردان اعجوبه، ما ایرانی هستیم زن و مرد آزادی خرمشهر، آزادی بندر گمبرون، زن و مرد هشت سال پایداری در برابر تمام دنیا، ما ایرانی هستیم اسط

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

البته واضح و مبرهن است و شما هم به چشمان خودتان دیده اید یا حالا خوانده اید که آنچه مسلم است من در کلیشه گیر کرده ام و نوشته هایم یک قالب خاص به خود گرفته اند که حالا خیلی هم زیبا نیستند، یک جور کلیشه

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

ارغوان با صدای هزار هزارتا گنجشگ که داشتن جان عشاق شجریان رو زمزمه میکردن بیدار شد، رفت کنار پنجره و صورتش رو چسبوند به شیشه و گرمای صورتش شوق زندگی رو انژکسیون کرد تو رگ سرد پنجره، پنجره جونگ رفت و

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

و من یک روز مردم.

چَشمم را بستم و دراز به دراز افتادم در آغوشش و جهان من پایان گرفت.

روحم در هزار توی تنش گم شد، عطر گیسوانش تن نزارم را در بر گرفت و من دیگر خودم نبودم.

من، او شده بودم.

برچسب: نویسنده: حدیث اسدی تاريخ: پنجشنبه 23 اسفند 1397 ساعت: 8:04

صفحه بندی